X
تبلیغات
رایتل

باغدشت

قلعه اسماعیلیان در طبس

قلعه اسماعیلیان در طبس

 

در زمان سلجوقیان، اسماعیلیان بر طبس استیلا یافته و قلاع محکمی در کوههای آن ساختند. مهمترین این قلعه ها قلعه معروف برای تربیت فدائیان مطلق می باشد. طبس در این زمان پایتخت اسماعیلیان قهستان، و نیز مرکز آموزش فدائیان مطلق (که مستقیماً از قلعه الموت دستور می گرفتند) بوده است.

در خراسان در آن زمان چند قلعه جدید بود که در دوره سلجوقیان بنا شده بودند و سبک ساختمان قلاع مزبور نشان می داد که از ابنیه تازه بوده است. اما سبک بنای قلعه طبس آشکار می کرد که در یکی از دوره های گذشته بنا گردیده، شاید در دوره ای هنوز اسلام به خراسان نیامده بود. قلعه در میان کوه به طوری بنا شده بود که وقتی کسی از قلعه خارج می شد و به آن می نگریست متوجه می گردید که کوه با یک سربالایی خیلی ملایم به طرف بالا می رود. شیب کوه از خارج به سوی قلعه بقدری کم بود که در موقع راه رفتن شخص احساس نمی کرد که از یک سربالایی بالا می رود. بهمین جهت شیب مزبور مانع از این نمی شد که از پایین کوه قلعه طبس را در بالای کوه مشاهده ننمایند.  

دور نمایی از قلعه ی حسن صباح

 

در چهار طرف قلعه وضع کوه همین طور بود و در چهارسمت، زمین با یک شیب ملایم به سوی قلعه می رفت و در هر سمت مجراهای مخصوص از خارج منتهی به قلعه می شد. سازندگان قلعه، بدین سبب زمین را نسبت به قلعه دارای شیب کرده بودند که آب باران و برف از چهار سمت به سوی قلعه برود و از راه مجاری مخصوص وارد مخازن آب شود، چون به طریق دیگر نمی توانستند در آن کوه برای سکنه قلعه آب فراهم نمایند. همچنین وضعیت فیزیکی قلعه به گونه ای بود که دروازه قلعه احتیاج به نگهبان نداشت.

 

برای اینکه از هیچ طرف امکان صعود از کوه میسر نبود و کسی نمی توانست خود را به قلعه برساند و هیچکس نمی توانست بعد از خروج از قلعه از کوه پایین برود مگر اینکه خود را پرت کند که در اینصورت لاشه اش به زمین می رسید. در طرفهای مشرق و مغرب و شمال قلعه فقط کوه بود و جز قلل کوهها چیز دیگری به چشم نمی خورد. اما در قسمت جنوب یک وسعت روشن وجود داشت که آنجا جلگه ای بود بنام طبس و چون قلعه مزبور نزدیک به این جلگه بود، اسماعیلیان آنرا «قلعه طبس» می گفتند.

 

نکته: اسماعیلیان در سراسر کشور قلاع زیادی داشتند که دور از چشم ماموران حکومتی، در آنها فعالیت می کردند. قلعه طبس، یکی از این قلعه ها بوده که وظیفه تربیت فداییان اسماعیلیه را بر عهده داشته و بدین سبب از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. برخی این قلعه را به اشتباه، قلعه الموت می خوانند. در حالی که قلعه الموت، مرکز حکومت حسن صباح و در کوه الموت، نزدیک قزوین، واقع بوده است.   

در ادامه مطلب بخوانید: 

قلعه تربیت نیروهای فدایی اسماعیلیان تحت فرمان حسن صباح ...

قلعه تربیت نیروهای فدایی اسماعیلیان تحت فرمان حسن صباح

 

قلعه مذکور که در داخل غار آهکی است مربوط به دوره اسماعیلیان و بیش از 850 سال قدمت و در ارتفاع حدود 300 متری در دامنه کوههای جنوب شرقی روستا ، موسوم به کوههای تنگل قلعه با فاصله 58 کیلومتری از مرکز بخش یعنی شهر عشق آباد  با ویژگیهای منحصر بفرد قرار گرفته که یکی از مستشرقین بنام پل آمیر نویسنده فرانسوی کتاب خداوند الموت ازاین قلعه بعنوان مستحکمترین دژ اسماعیلیان یاد نموده ودرکتاب مذکور که ذبیح الله منصوری آن را به سبک رمانی ترجمه نموده است پس از توصیف موقعیت جغرافیایی چندین سطر درمورد ساکنین قلعه و ویژگیها و اهداف آنان نوشته است انتهای غار براثرحوادث طبیعی وفرسایش ریزش و بخشی تخریب شده است ، با این توضیح مختصر که یکی از دهانه های ورودی قلعه درارتفاعی صعب العبور قرار گرفته که به راحتی توسط چند نفر با وسایل ابتدایی نظیر سنگ قابل دفاع ومحافظت است و محافظین می توانند با پرتاب سنگ ازچند نکته براحتی جلو خیل عظیمی از مهاجمین پیاده را بگیرند بطوریکه به مدافعین کمترین آسیبی هم وارد نشود . مطلب دیگر اینکه در ایوان اولیه قلعه یا غار حوضچه ای بزرگ  وجود دارد که با ملات ساروج اندود شده وطبق نقل مورخین آب مورد نیاز ساکنین با مشک به آنجا حمل  و ذخیره می شده و درادامه غار به سه شعبه تقسیم می شود که درکناره های آن هجره هایی که تیزی سنگهای آنها با ملات ساروج گرفته شده تعبیه گردیده ، بطوریکه فقط یکنفر می تواند بزحمت درآن بنشیند و برای خواب دراز بکشد که هریک از آنها دراختیار یک جنگجو فدایی قرار می گرفته . قابل ذکراست شرط ورود به قلعه هم قبول عقیم شدن بوده بدینگونه که در ابتدای ورود به قلعه بیضه های آنها را می کشیدند و سپس با عصاره تریاک آنها را مداوا می کردند و پس از بهبودی آنها را به شیوه خاصی که دراین نوشته مختصر مجال بازگو کردن آن نیست به ماموریتهای سری و انتحاری می فرستادند.