X
تبلیغات
رایتل

باغدشت

مطلب و شعر زیبایی از جناب سعید درگی در مورد پیج دوستداران الموت

سلام دوستان مطلبی که در دیل آمده نوشته و سروده آقای سعید درگی یکی ازاعضافرهیخته پیج دوستداران الموت در فیسبوک است که تقدیم می گردد

 

  

 شب هنگامتان به شادی وسرور...گزافه نمی گویم غلو هم نمی کنم اما صفا وصمیمیتی که درجمع شما دوستان احساس کرده ام مرا ان چنان به شور وشوق انگیخته است که پیرانه سرجوانی می کنم درجمع شما وگاه گاهی برسر قلم میروم به شوق واحساس خود را باشما به شراکت می گذارم پس قطعه ذیل را تقدیم می کنم به اقای رجبی عزیزکه موجب این محفل وحضور گرم همگان گشته است بی گمان ..باشد که پسند افتدچرا که برگ سبزی ست تحفه درویش و درحد بضاعت من نا توان ..

روستادرحسرت حضور.

...........................

برگرد برادرم !

برگرد!

هجرت توچاره ساز نیست

هجرت فرار ز خویشتن است

درانتهای بن بست ارزو

نگاه کن !

اف تاب ازقله رفیع کوه

خیمه زده بردشت زندگی

ان کوره راه پیچ پیچ

که وصل می کنددل رابه روستای پیر

درانتظارگامهای تو

زمان رابه شمارش نشسته است

++++++++++

برخیز برادرم

انک گرازدشتهای عشق را

به تاراج برده است بی حضور تو

برگرد

زانوی غم دربغل مگیر

اینک شکوفه درختان پیر باغ

ارزومندنوازش دستهای توست

تا بشکفد همچون ستاره ها

در اذهان عاشقان

++++++++++

نگاه کن

چگونه عقاب پیر منطقه

ازاوج صخره ها

اشک هزارلحظه تاریخ را

بر ان چنار پیر

می فشاند و حون گریه می کند

برگرد برادرم

برگرد

که روستا

درخاطرات شاد خویش

زخم هزارهجرت مردان کار را

به درمان نشسته است.

بازا رفیق ره

که دشتهای سبز را

جکایت پر شور دیگریست !

 

س.د شهریور     (آقای سعید درگی،(Saeed Dargi)