X
تبلیغات
رایتل

باغدشت

الموت فقط به مثابه یک نام (اسماعیل آزادی) باغدشت

 

الموت فقط به مثابه یک نام   (اسماعیل آزادی)

در چند سفری که امسال به الموت داشتم این معنا را بخوبی دیدم غالب روستا های الموت را نمی توان روستا نامید مجموعه ای از خانه های ویلایی که تنها در تعطیلات بوی زندگی می گیرند البته نه زندگی روزمره سنتی که می توانی در روستا ببینی و خاطره ای که از روستا سراغ دارید چرا که نه در کوچه هایش مرغ و خروسی می بینی و نه صدای ماغ گاو شیرده عمو حسین را می شنوی و نه بوی نان تازه ای مشام جانت را می نوازد.....

گویی الموت حد اکثر زنگ تفریح زندگی الموتیان شهر نشین است که برای دیدار پدر و مادر پیری که هنوز نفس می کشند ویا حداکثربرای باز خوانی خاطرات گذشته به الموت می آیند اما هر گاه که می آیند سقف های گلی خانه پدری را فرو می ریزند وخانه ای مدرن جای آن می سازند و باز هم به دنبال خاطرات کودکی خود می کردند......

اکنون خوب می فهمم چرا پانیک شهریاری که سعی کرد با شعر هایش به احیای هویت روستا های الموت بپردازد در ایجاد این خیال و نوستالژی عاشقانه شکست خورد و گوشه عزلت گزید...رنج تو را می فهمم چرا که آن نیز از این جنس است شمس عزیز!

نوشته ای از بن جان را که شمس الدین رجبی نوشته بود خواندم و همراه او بغض کردم.....چرخ های توسعه ، روستاهای کلاسیک الموت را زیر انبوه آهن و سیمان و جاده و برق ومناسبات عصر مدرن و ... نابود کرده است و از روستا های الموت تنها نامی بر جای مانده است.